تبليغاتX
شرح درد اشتیاق

شرح درد اشتیاق

بیایید برای آمدن مولایمان مهدی بیشتر دعا کنیم : اللهم عجل لولیک الفرج

خدایا تو را به جان رسول الله هدایتم کن.

منو تنها نذار تو رو به جان نبی اکرم.

نمیدونم تو رو به چی یا به کی قسم بدم که هدایتم کنی، منو تنها نذاری.

تو رو قسمت میدم به هر اون چه که اگه قسمت بدم به اون ردم نمی کنی منو دریاب و هدایتم کن منو رها نکن منو تنها نذار.

من معرفتت رو میخوام فقط همین معرفت ، معرفت ، معرفت،...............

تو رو به علی جوابمو بده

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/28ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط یک سرباز  | 

تسلیت باد شهادت

           صادق آل محمد

                                                                          بر امام زمان و شیعیان حقیقیش.

 

یاعلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/25ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط یک سرباز  | 

خیلی دلم هوای جمکران رو کرده .از آخرین باری که رفتم تقریبا یک سال و دو ماه میگذره.شب نیمه شعبان سال گذشته بود.

یادش بخیر هنوز هم شیرینی اون شب توی خاطرمه. دقیقا روبروی مسجد نشسته بودم . بعضی وقتا به اون رقص نورای چراغای روی گنبدش خیره میشدم. ای کاش بشه یه بار دیگه تا روز اعزامم بتونم برم .  

حالا برای اینکه امام زمان دعوتمون کنه سه تا صلوات با تمرکز بر محمد و آل محمد بفرستیم:

اللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمّدٍ و عَجِلْ فَرَجَهُمْ

اللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمّدٍ و عَجِلْ فَرَجَهُمْ

اللّهُمَ صَلِ عَلی مُحَمّدٍ و آلِ مُحَمّدٍ و عَجِلْ فَرَجَهُمْ

 یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/25ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط یک سرباز  | 

راستش اومدم یه عکس از یکی از خواننده های ظاهرا متدین و با شخصیت بذارم اما...نمیدونم چی بگم یه عکس با خانومش که بی حجاب بود رو دیدم خیلی حالم گرفته شد. آخه چرا ؟چرا باید زمونه اینجوری بشه ؟ من به اون از چشمام بیشتر اعتماد داشتم . شاید تنها چیزی که بتونه در این لحظات به آدم امید بده مهدی صاحب زمان باشه. از عمق جانم دعا میکنم: الهی تو را به جان رسول الله امام زمانمون رو برسون یاعلی
+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/20ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط یک سرباز  | 

سلام

 هدف اولم در ایجاد این وبلاگ اینه که گامی در جهت کسب معرفت نسبت به خدامون - امام زمانمون - دینمون و.... بردارم . ظلم تو دنیا بیداد می کنه فرهنگای غلط و تفکرای نادرست داره تیشه به ریشه دینمون میزنه. شاید کسی نوشته هام رو -  که حقیقتا از ته قلبم می نویسم - خوند و این جوری شاید  بتونم فقط به اندازه یه ذره  جامعمون رو از ورطه هایی که گریبانگیرش شده نجات بدم .

راستش نمی دونم  این تلاشم تا چه اندازه میتونه موثر باشه یا اصلا میتونه موثر باشه یا نه!!!!!

من از کسایی که قبلا تو این زمینه کار کردن یا این که این مطلب رو خوندن و روش فکر کردن میخوام که با من همکاری کنن . شاید بتونیم با هم یه همکاری گسترده تری رو تو اینترنت داشته باشیم.

 هدفم بعدیم از ایجاد این وبلاگ نوشتن حرفهای دلم و خاطراتمه.

            سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی                چه خیالها گذر کردو گذر نکرد خوابی

به امید روزی که آفتاب ما هم طلوع کند.

اللهم عجل لولیک الفرج

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/20ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط یک سرباز  |