تبليغاتX
شرح درد اشتیاق

شرح درد اشتیاق

بیایید برای آمدن مولایمان مهدی بیشتر دعا کنیم : اللهم عجل لولیک الفرج

من درد تو را ز دست آسان ندهم     دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم         کین درد به صد هزاردرمان ندهم

 صبرم لبریز شده ، نمیدونم تا کی باید شاهد ظلم و ستم شاهد نامردمی، بی حجابی، خیانت، جهالت، ضلالت و ........ باشیم . الان گوشام فقط منتظراینه که صوت انا المهدی رو بشنوه.

 نحوه انتخاب کردن مردم در انتخابات شوراها آدمو از زندگی سیر میکنه ، روز انتخابات کسایی رو دیدم که به فامیلاشون رای میدادن بعضی ها رو دیدم که صرفا به خاطر اینکه فلان شخص شهرت غیر علمی مثل ورزشی و غیره داره (بدون اینکه به تخصصش نیگا کنن ) بهش رای میدادن بعضی ها به خاطر خوشتیپ بودن یا خوش لباس بودنشون و بالاخره بعضیهام رو هوا رای می دادن ، به خدا اینجور کارای جاهلانه مال دوران جاهلیته نه مال قرن بیست و یکم . ولله و بالله این جور کارا قلب آدم رو به درد میاره . به خدا قسم در برابر هر رایمون مسئولیم، یه رو زی باید جوابگو باشیم حقیقتا یه کم تحقیق وقت زیادی نمیبره باید اول کاملا تحقیق کرد بعد رای داد.

 پیشاپیش شهادت امام محمد تقّی (ع) را به محضر امام عصر، صاحب الزمان(ع) و پدر بزرگوارشان علی ابن موسی الرضا(ع) تسلیت عرض می کنم.

 میگن امام جواد ، جود وکرمش خیلیه همین الان با ذکر یک صلوات برای امام جواد ازش بخوایم یه نگاهی هم به ما کنه .

 

اللهم عجل لولیک الفرج بحق امام جواد

 

 یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط یک سرباز  | 

 اسلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

یا امام رضا تو رو به جان مادرت زهرا امشب یه نگاهی به ما کن.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط یک سرباز  | 

امام مهربانم ،امام رضا خوش آمدی ، امشب به اندازه تموم آسمونا خوشحالم و این میلاد مبارک رو به امام زمان(ع) و همچنین به پدر بزرگوارشان امام موسی کاظم(ع) تبریک عرض میکنم .

اسلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا

میدونم که امشب امام رضا حداقل یه عیدی به هممون میده .

مهربونی اماممون خیلی قابل احساسه ، ولی منو تا الان دعوت نکرده ، چون مانعی وجود داشته.من همین الان از تو یا امام رضا میخوام که این مانع رو برداری ، مطمئنم که این کار برات خیلی راحته ، اگه تاحالا صبر کردم و خیلی ازت گلایه نکردم علتش همون مانع بود که باید به مرور زمان حل میشد. میدونی گلایه برا چی؟ برای اینکه خیلیهارو دیدم چند بار پشت سر هم اومدن ولی من چی حتی یه بارم نتونستم

ولی بعضی وقتا میگم حتما لیاقتش رو نداشتم ولی همین الان ازش میخوام که لیاقت مشرف شدن به آستانش رو نصیبم کنه.

ولی اگه خدا بخواد و امام رضا هم دعام کنه شاید تا چهار پنج ماه آینده اون مسئله برطرق بشه و بتونم برم مشهد .

یا ضامن آهو

میخوام برم زیارتش ،

برم صحنو سراشو ببینم ، گنبدشو ، گلدسته هاشو ، آسمونشو ببینم،

کفتراشو نیگا کنم ، دستمو رو سینم بزارمو سلام کنم، عرض ادب کنم، اجازه بخوامو وارد بشم ،

 ضریحشو بگیرمو از همه دنیا فارغ بشم،  باب المرادشو پرسون پرسون پیدا کنمو صفا کنم ، همراه آب سقا خونش حال و هوای اونجا رو هم بنوشم و همیشه اون لحظات رو به خاطر داشته باشم.

الهی به حق امام رضا و به برکت این شب عزیز فرج امام زمان برسان که سخت محتاجشیم.

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 7:14 بعد از ظهر  توسط یک سرباز  | 

نمیدونی دلم چطوری پر میزنه که یه روزی برم زیارتش.

امام رضا رو میگم. تا حالا نرفتم ، شاید موقعیتش رو نداشتم ، نه نه موقعیت چی سعادت نداشتم و الا اگه امام رضا میخواست حتما دعوتم میکرد. میگن مشهد حج فقراست ببینید من دیگه چقدر ......!!!!!

بازم امیدوارم به دعوتش میدونم که دعوتم میکنه . وقتی برم میخوام فقط اونجا باشم فقط اونجا نه جای دیگه ای.

بعضی وقتا که دلم خیلی میگیره نوشته های یه دوست رو میخونم که در مورد زیارت امام رضا نوشته دلم میخواد اون نوشته هاشو تو وبلاگم داشته باشم  ، وقتی می خونی محاله گریت نگیره بهت قول میدم اشکت سرازیر بشه.

 آدرس وبلاگ نویسنده عزیز  این مطلب اینه: www.ansaralmahdi313.blogfa.htm

 

زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟

يادش بخير ميرفتم حرم تا سحر ميموندم اونجا . دلمو ميدادم دست آقا .

اونايي كه رفتن ميدونن تو حرم ميشه امام رضا رو ديد نميدونم ولي ... وقتي ميگن

رئوفه وقتي ميگن مهربونه راست ميگن اصلا همش حس ميكنم صفت    غالب

 امام رضا همون مهربوني ايشون هست وقتي دم در حرم مي ايستي وقتي گنبد

 رو ميبيني سرتو كه خم ميكني دست كه رو سينه ميذاري با دلشكستگي ميگي :

السلام عليك يا علي بن موسي الرضا....

وقتي وسط سلام بغض گلوتو ميگيره احساس ميكني آقا يه نگاه تو چشات ميكنه

با همون مهربونيش دست رو سرت ميكشه آرومت ميكنه ...

خوش بحال اونايي كه اينقدر بي تابي ميكنن

دل رئوف حضرت طاقت نمياره ديگه اونا رو تو آغوشش ميكشه آرومشون ميكنه...

كيه رفته مشهد امام رو نديده؟ كي ميتونه بگه رفتم و نديدم ؟

محاله ... اونم امام رضا مگه مهمون نوازتر از اون ميبيني ؟

قبل از اينكه مشهد برسي مياد استقبالت .

كيه كه چشماش به ضريح خورده و جمال حضرت رو نديده؟ مگه ميشه ؟

جواب سلام كه واجبه چطور سلامش كردي و جواب نشنيدي اون كه جواب داد 

تو حواست كجا بود؟

چه صفايي داره وقتي آماده بشي براي حرم آروم آروم به نشانه احترام راه

 بري سرتو بندازي پايين وگرنه اينقدر عجله داري كه دوست داري عين كبوتراش

 پرواز كني بشيني رو گنبد طلا .. با هر قدم دلت تندتر ميزنه .

ميرسي به در حرم معنويت بهت غالب ميشه در حرم رو ميبوسي يه قدم

 ميري جلوتر چشات كه به گنبد نورانيش ميفته بي تاب ميشي سرتو خم

ميكني سلام ميكني ...

صداي زمزمه زائرا رو ميشنوي يه سري كنار باب المراد نشستن منتظر شفاي

مريضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضريح مگه نميخواي اين دل مريض هم

 شفا بگيره مگه نميخواي اين دل پر معصيت با يه نگاه آقا پاك بشه دلي كه جاي

هر كس و ناكس نيست دلي كه بهت دادن گفتن پاك نگهش ميداري جاي خداست ...

 چقدر بهش بي توجهي كردي چقدر با گناه سياهش كردي به حضرت بگو دستم

از همه جا كوتاهه گفتن بيا پيش غريب الغربا منم اومدم اينجا يه عنايتي كن آقا

اگه دلت شكست يعني اذن دخول رو گرفتي .

جلوتر ميري هر چي به ضريح مبارك نزديكتر ميشي سر وصداها بيشتر ميشه

 سر وصدايي كه دوستش داري زمزمه ايي كه برات آشناست همراه درد دلاي

مردم صداي بال ملائك هم شنيده ميشه ........يه غم سنگيني رو دلت ميشينه يه

 بغضي كه نميدوني چرا هر وقت به ضريح نزديك ميشي گلوتو ميگيره يه حالي

 كه شايد ناشي از غربت سلطان و شاه خراسان هست فقط يه جورا دوست داري

 سر رو شونه امام بذاري و تا صبح قيامت اشك بريزي .. به اوج بي نيازي

 ميرسي ديگه هيچي نميخواي از همه جا بريده شدي يه سبكي و يه احساس پاك

 يه آزادي از قفس بدن يه عروج از فضاي پست دنیا .....

شايد ساعتها بگذره و تو حس نكني نميدوني كجا داري سير ميكني كجا داري ميري

 يا بهتره بگم كجا دارن تو رو ميبرن فقط اونقدر روحت شفاف شده كه يه چيزايي

ميبيني كه قبلا نميديدي.......

يه دنيا شرمندگي يه دنيا خجالت از حريم كسي كه دعوتت كرد و بهش قول ميدي

 آدم بشي ولي وقتي برميگردي ...

چقدر ادعاهاي ما زياده چقدر بوي ريا از كارامون مياد يه كار كوچولو ميكنيم دوست

داريم به همه بگيم من فلانم من چنانم با اخلاص خداحافظي ابدي كرديم!!!  و ديدار

به قيامت گفتيم با خودمون عهد بستيم هر جوري هست مانع ظهور بشيم فقط

الكي الكي ادعا ميكنيم منتظريم عاشقيم محبيم ... به كوچكترين بهانه ها دل

همديگه رو ميشكونيم زود قضاوت ميكنيم و تهمت ميزنيم همديگه رو وادار

به دشمني ميكنيم حتي حرفاي به ظاهر خداجويانه ما عمقش ريا و

 خودپسندي شده دوست داريم به همه بگيم ما عقل كليم همه بايد مثل ما بشن

 به هر كسي رسيديم از خودمون گفتيم و گفتيم نشون داديم خيلي به فكر اسلاميم

و در واقع هيچ و پوچيم ... آخه چه بلايي سر ما اومده ؟ اين خصلتها در شيعه

علي چكار ميكنه؟ جاي اين رذايل دل يه بچه شيعه كه نیست.....

دلم بدجوري پره از اونايي كه فكر ميكردم ..... ولش كن بيخيال .

خودمم دست كم ندارم!!

فردا كه مولاي ما ظهور كرد بايد بهش جواب بديم كه چرا با كارامون هم فرج رو عقب

انداختيم هم دل حضرت رو شكونديم اونهم چجوري هي ادعا كرديم ما جزو ملائک

مقربیم.....

اونایی که تازه از مشهد برگشتن اگه يه ذره هم عوض نشدن زيارتشون بي اثر بوده

 مشهد رفتن كه فقط ديدن ضريح و چند قطره اشك نيست حرم يعني تحول يعني

 عوض شدن يعني حداقل يه قدم بالا رفتن ..

زائر رضا دلت هواي مشهد نكرده ؟ دوست نداري دوباره ديوونگي كني جلوي حرمش ؟

 از خود بيخود بشي و رضا رضا كني اونجا ديگه بهونه واسه اشك ريختن نيست راحت

 راحت يه گوشه ميشيني و هر چي تو دلته خالي ميكني .. صفايي داره كه جای

دیگه پيدا نميشه . خوش بحال اونايي كه هميشه حال و هواي مشهد و حرم تو دل

اوناست خوش بحال اونايي كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه . نماز كه

ميخونن روحشون پر ميكشه اونجا ..

دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بيقرار از اينور به اونور صحن و گنبد ميپرن ...

دلم تنگ شده واسه وقتي كه وارد حرم ميشدم ... دلم گرفته از آخرين خداحافظي

 كه با حرم كردم وقتي كه اينقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم وقتي كه

 نزديك در شدم گفتن بريم طاقت نياوردم بايد ميرفتم ولي دلم نميذاشت سرمو كه

 خم كردم بگم با اجازه من رفتم ‚ ياد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز

 هيچي نگفتم هنوز گيجم باورم نشده اومدم چرا با اين عجله ميگي برو من كه هنوز

 كارت دارم علي بن موسي الرضا ... واي از اون وقتي كه ديگه به هر ترتيبي شده از

 حرم ميبرنت بيرون بريم ديگه داره دير ميشه .. ولي تو در عالم خودتي يه بغض تو

گلوته كه شكسته و چشمات اشك ميريزه تو راه همش به فكر اون لحظاتي بودي كه

تو حرم گذشت اون حال و هوا اون صفاي حرم ... صحنها ، سقاخونه ها ، خادمها ،

 كبوترا ، زائرا ... هر چند دقيقه سرتو برميگردوني عقب يه نگاه به گنبد ميندازي انگار

 يكي داره با تيشه به دلت ميزنه ...

آخه تو كه اينجوري منو آواره خودت كردي چطوري دلت اومد بگي برو تو كه ميدوني

 چه دلي دارم چرا نذاشتي بيشتر بمونم اصلا من حالا كجا برم برگردم به دنيا و

 شلوغي دست و پا گيرش؟ ولم نكن همه جا دستمو بگير غريب الغربا ......

اللهم عجل بظهور الحجه
التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/04ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط یک سرباز  |